""گنج ها در دل رنج هایند""

سلام به خانواده قدرتمندم

دنیا سرزمین رنج است .هیچ کس را از رنج گریزی نیست ولی چرابعضی ها در اوج رنجها خوشند؟ آیا واقعا"می توان رنج را هم دوست داشت ؟یا باید همواره از آن گریخت؟آیا آنکه رنج میکشد بدبخت است ؟وآنکه ازآن میگریزد خوشبخت؟

اینها سوالاتی بود که ابتدای جوانی بمبارانم کرده بود.با خود پیمان بستم تا درگلشن سرسبز پاسخها قدم ننهاده ام از پای ننشینم .وعده وفا شد.پاسخ همه را یافتم وعاشق رنج شدم.بدبخت آن نیست که درزندگی رنج دارد بلکه آن است که که فلسفه ای برای رنج خود ندارد.رنج بیهوده خوردن آهسته مردن است .

به آدمهای گوناگون نگاه کردم ..تنبل ،نادان ،کلاه بردار،لاغر ناتوان،چاق ضعیف النفس ،دزد،خسیس،خودخواه،نا امیدو...

..عارف، دانشمند، هنرمند،انتقاد پذیر،پر تلاش، خدمتگذار، شجاع، بخشنده..

تفاوتشان در سه حقیقت بود...رنج وفهم وعشق

اما کدام رنج ..سازنده یاسوزنده ؟  تفاوت نادان وخردمند درانتخاب نوع رنج است .دسته اول رنج گریزان بی تدبیرو بی دل.   دسته دوم  رنج پذیران مدبر وعاشق

تنبل از رنج کار می گریزد نادان از رنج یاد گیری ،ناتوان وضعیف از ورزش،چاق از رنج پرهیز،دزد از رنج زحمت ، خسیس ازرنج بخشش،خودخواه وقد از رنج انتقاد ،ناامید ازرنج سعی دوباره و...رنج گریزی ریشه تمام بدبختی هاست . آنکه از رنج سازنده بگریزد قطعا" گرفتار رنج سوزنده خواهد شد.

فلسه رنج قدرت است. مکتب من قدرت است. علت خوشبختی قدرت است.ضعیف همیشه مریض وغمگین وترسو است .عاشق رنجم ،از ضعیف بی همت بیزارم چرا که خدا هم دوستش ندارد .ضعیف جنازه ای است که عزراییل  یادش رفته است همه جانش رابگیرد.شیفته کسی هستم که با  مفهوم "نمیتوانم"بیگانه است.

"قوی ها جلوهء خدایند.ستودنی وتماشایی.

""""""""ایستاده مردن به از نشسته زیستن است""""""""""""


                                                                     تاجمعه دیگر بدرود....

/ 438 نظر / 125 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خدیجه ساکی

salam khaheshan javabamo bede man bet niyaz daram hhhhhhhhhhhharfat alian[قلب]

مهران

سلام.من دانشجوی مشاوره هستم دوست داشتم بدونم که کجا تدریس میکنید..

محمد

معرکه است.دمت گرم

علیرضا

با سلام ، لطفا به این سوال پاسخ دهید که هزاران جوان در انتظار آن هستند . ( درد بی دردی علاجش چیست ؟ )

هدی

سلام فقط میخوام یه چیز بگم هیچ کس درد فردی رو که تو خونوادش معتاد وجود داره نمیتونه درک کنه خیلی سخته

ندا

سلام دکتر بعضی رنج ها هیچ فلسفه ای ندارند و هیچ سودی نمیشه ازشون برد ... با اونا چه کنیم ؟

ف-ن

سلام جواب منوندادیدچون هرراست نشایدگفت[گل]

مردی از کویر

با سلام. این مطلب را من از دکتر شریعتی بیاد دارم. لازم بود منبع آن را عنوان میکردید.

سارا

سلام صحبتهای شما همیشه متفاوت هستند و پراز انرژی مثبت... [لبخند]

فرهاد

دورانی که در حذیذ بی اعتماد نفسیو بیهودگی به سر میبردم و در بیهدگی خود درمانده بودم و در درماندگی خود بیهوده می زیستم تو اون دوران ی عارف پیری رو من دیدم دو چیز به من گفت ، گفت به اینا عمل کن حالت بهتر میشه،میدونید باور نداشتم که؛امام صادقم میگه فرقه بین معرفت و علم اینه که معرفت در طی طریقت بدست میاد،گفت هیچوقت با نظام حاکم بر هستی قهر نکن باورش کن،باور کن که نظام هستی چشم داره،جز جز کاراتو میبینه..... گفتم 2،گفت از رنجهای سازنده فرار نکن. جملات بالا با کمی تغییر نقل قول های خود دکترن،انقد روانشناسی تنبلی رو گوش دادم حفظ شدم بنظرم عالیه