قصد دارم خلاصه ای بسیار فشرده از اندیشه هایم را بنویسم.هربار قسمتی را خواهم نوشت.البته اگر چه نوشته هایم جدی است ولی من شوخی و طنز رابسیاردوست دارم وازافراد عبوس گریزانم. هم جدی بنویسیدوهم طنز گونه وصمیمی. خانواده من فقط افرادی که نسبتی با من دارندنیستندمن یک خاندان هم دارم که نسبتشان با من در سه چیز است.همدردی-همفکری-هم دلی.آنهایی که تجربه سه جقیقت راشروع کرده اند.

در میان این خویشان من کودک /پیروجوان/باسوادوبی سواد/روستایی وشهری/پولداروفقیر/عادی وفوق عادی و......همه جور آدم هست ولی یک ویژگی میانشان مشترک است."""انسان بودن""".با اینها حتی بعد مرگم هم تنها نیستم .به هم احترام بگذاریم حتی اگر همدیگر را دوست نداشتیم .بزرگی کرامت هرکس در احترام به مخالف است. باسخنان شادوبا ارزش وعمیق لحظه های هم را قیمتی کنیم.به قول ارسطو :زمانی حرف بزن که ارزش حرفت ازسکوت بیشتر باشد."گل باشید وخوش ببویید /گرد شما مگس باشد یا پروانه/ آفتاب باشید وبتابید به کویر یاگلستان /در ازاء پاسخ لطف هیچگاه منتظر نمانید.

بیاصبح باشیم صبح سپید          بیا سبز باشیم مثل امید

بیا تا به شهر سحر پل شویم     درآواز باران بیا گل شویم

"چهره آدمها مثل ساعات مختلف شبانه روز است .بعضی چون صبح پرطراوت /بعضی ها مثل سه نصفه شب هستند/چون صبح پرطراوت باشید/چون باران بخشنده ببارید/

  "دوستتون دارم.کامروا باشید"

باران وقتی می بارد نگاه نمی کند بر علف هرز می بارد یاگل