من آنم که خودمی شناسم . نه آنجه شما می گویید.

اگر کسی مرا کمتر از آنجه هستم دانست شاید باتحقیرش به من آسیب زند ولی اگر بیشتر دانست فطعا به خود لطمه می زند زیرا بادیدن اولین نقص من تصورش فرو می ریزد.

و نه فقط من بلکه امثال من هم در ذهنش خط خواهیم خورد.اگر معدل آدمها را دوست بداریم ممکن است علاقه مابه آنها کم یا زیاد شود.ولی هرگز خط نخواهند خورد.بت ها را تصورات اغراق آمیز ما می سازند همانطور که فرعون هارا برده ها...بگذریم...ما نه فرعونیم نه برده و از هر دو بیزاریم .

این جملات ژستی از تواضع نیست .من خودم را دوست دارم خوبان رابیشتر.به خود بسیار احترام می گذارم به دیگران بیشتر.و از تحلیل و تشویق شما جدا انرژی می گیرم و سپاس گذارم.اگرصفرم براین صفر به خود می بالم زیرا از بی نهایت زیر صفرها می آیم .رسیدن به این صفر حاصل پیمودن راهی پر رنج وطولانی است اگر چه رسیدن شیرین است ولی رفتن شیرین تر است. زیرا در رسیدن سکون است ودر رفتن حرکت .

پس باید در هر رسیدن رفتنی نو ساخت...

تا خدا باید رفت...

تاعرش باید پرید ...پرواز تا عرش ...پرواز تاعرش...