برای اثبات خوب بودن اولین شرط، بدی نکردن است نه خوبی کردن، چه بسا بد هایی که خوبی میکنند و کنارش صد بار بدی و خیر خود را خنثی میکنند.. 
چو آن گاوی که از وی شیر خیزد / لگد در شیر کوبد تا بریزد
ما به "لطف کردن" محتاج تریم تا "لطف دیدن" ، چرا که در لطف کردن عزت نفس یافته و عزیز می شویم ولی لطف دیدن شاید از ترحم باشد و تحقیر شویم. 
خوشا حال کسانی که به هر حال خوشند و راز چنین حال خوش را در این دو صفت می توان یافت: از شر خالی در خیر جاری..
کس لذت این باده چه داند که نخورده است..